فرهنگ لغت حقوقی : 349 واژه و اصطلاح حقوقی با تعریف ⚖️
فرهنگ لغت حقوقی
349 واژه و اصطلاح حقوقی با تعریف :
در دنیای حقوق، آشنایی با اصطلاحات تخصصی و واژگان حقوقی اهمیت بسیاری دارد. این آگاهی به افراد کمک میکند تا در امور قضایی و حقوقی بهتر و دقیقتر عمل کنند و به درک بهتری از مفاهیم قانونی برسند. در این مقاله، بفرهنگ لغت حقوقی : 349 واژه و اصطلاح حقوقی با تعریف پرداختهایم که برای هر فردی که با امور حقوقی و قضایی سروکار دارد، ضروری و مفید است. این اصطلاحات به صورت دستهبندی شده و شمارهگذاری شده ارائه شدهاند تا دسترسی به آنها آسانتر شود.
مجموعه حقوقی فانوس عدالت ایرانیان با تیمی از وکلای حرفهای و مجرب، آماده ارائه خدمات حقوقی و مشاورههای دقیق و کاربردی به شماست. اگر به دنبال راهنماییهای قانونی یا مشاوره در امور حقوقی خود هستید، تیم متخصصان ما در کنار شماست تا بهترین راهحلها را ارائه دهند. با انتخاب فانوس عدالت ایرانیان، در مسیر حقوقی خود با اطمینان بیشتری قدم بردارید و از حمایت کامل و حرفهای برخوردار شوید.

فرهنگ لغت حقوقی : 349 واژه و اصطلاح حقوقی با تعریف :
- آیین دادرسی
مجموعهای از مقررات برای رسیدگی به دعاوی، شکایات و درخواستهای قضایی است. - آئین دادرسی مدنی
شاخهای از حقوق که به بررسی سازمانهای قضایی و قواعد مرتبط با دعاوی مدنی میپردازد. - آئیننامه
مقرراتی که توسط مقامات صلاحیتدار مانند وزیر یا شهردار تدوین و برای اجرا تصویب میشوند. - اباحه
اجازه به تملک یا ارتکاب فعل و تصرف در چیزی است. - ابراء
چشمپوشی ارادی وامدهنده از طلب خود از بدهکار است. - ابعد
به معنای دورتر یا بعیدتر است و گاهی به معنی بیگانه یا خویشاوند دور هم استفاده میشود. - ابوت
پدری یا فرایند پدر شدن. - اتلاف
نابود کردن یا از بین بردن مال دیگری به شکلی که قصد از بین بردن مال را داشته باشد. - اثاث البیت
اشیاء و لوازم قابل حملی که در منزل استفاده میشوند. - اثبات
فرایند اثبات چیزی یا تأیید و تصدیق یک موضوع در مراجع قضایی. - اثم
هر عملی که قانون آن را منع کرده و برای آن مجازات تعیین شده است. - اجاره
قراردادی که به موجب آن یک طرف منافع یک مال یا نیروی کار خود را در قبال دریافت اجرت به طرف دیگر منتقل میکند. - اجاره بها
مبلغی که بابت استفاده از مال اجارهشده پرداخت میشود. - اجاره معاطاتی
نوعی اجاره که ایجاب و قبول آن به صورت غیرلفظی و عملی صورت میگیرد. - اجارهنامچه
سند کتبی مربوط به قرارداد اجاره. - اجازه
اعلام رضایت فردی که قانون رضایت او را به عنوان تأثیرگذار در اعتبار عقد یا ایقاع میپذیرد. - اجتهاد
فرایند استخراج مسائل قضایی و شرعی از منابع قانونی و عقلانی. - اجداد
به معنای والدین پدر و مادر و نیاکان آنها تا هر میزان بالا که رود. - اجرت
مبلغی که به عنوان عوض اقتصادی برای خدمات در قرارداد اجاره تعیین میشود. - اجرتالمثل
مبلغی که به عنوان اجرت استفاده از مال دیگری پرداخت میشود، در صورتی که برای مدت استفاده، مبلغ مشخصی تعیین نشده باشد. - اجماع
اتفاق و همفکری گروهی از افراد در مورد یک موضوع خاص. - اجیر
کسی که کار خود را در قبال مزد به دیگری واگذار میکند. - اجل
زمان یا موعد مشخص برای انجام یا پرداخت یک امر خاص. - احاله
انتقال یک دعوی از یک دادگاه به دادگاه دیگر به دلیل مصالح معین. - احتکار
جمعآوری کالاها به قصد ایجاد کمبود و فروش آنها به قیمت بالاتر. - احتیاط
اخذ تصمیماتی که حتیالمقدور با هدف قانونگذار سازگار باشد، به ویژه در مواقع شک و ابهام. - احد شرکاء
یکی از اعضای یک شرکت یا شراکت. - احضار
دعوت به حضور در مرجع قضایی یا صلاحیتدار دیگر در موعد معین. - احصائیه
علم و فنون مرتبط با جمعآوری و تجزیهوتحلیل دادهها و وقایع. - احوال
ویژگیها و خصوصیات یک فرد که قانون آنها را به عنوان مبنای آثار حقوقی در نظر میگیرد. - احوال مدنی
وضعیت قضایی اشخاص از دیدگاه حقوق خصوصی. - احیاء
فرایند آباد کردن زمینهای بایر و موات. - اخاذی
گرفتن پول یا اموال دیگر از کسی با زور و تهدید. - اخذ به شفعه
حق شریک در خریدن سهم فروختهشدهی شریک دیگر در یک مال غیرمنقول مشترک. - اخوال
برادران مادر که به آنها دایی نیز گفته میشود. - اختراع
ابداع یک محصول یا وسیله جدید یا بهکارگیری نوآورانه ابزارهای موجود. - اختلاس
تصاحب غیرقانونی مال یا اموال دیگران به وسیله تقلب یا فریب. - اختلاف
عدم توافق یا نزاع بین دو یا چند نفر. - اخطار
یادآوری یا هشدار رسمی در مورد انجام یا عدم انجام یک عمل. - اخوه
شامل برادران و خواهران در مسائل ارث و حقوق. - آداب و رسوم
مجموعهای از مقررات و عادات پذیرفتهشده که در جوامع رایج بوده و ممکن است در قوانین رسمی ثبت نشده باشند. - ادعا
مطرح کردن یک درخواست یا شکایت رسمی در محاکم قضایی. - ادله اثبات دعوی
اسناد و مدارکی که به منظور اثبات یک ادعا در محاکم قضایی ارائه میشوند. - ادله اربعه
در عرف حقوقی، به چهار منبع کتاب، سنت، قیاس و اجماع اشاره دارد. - اذن
اعلام رضایت فردی برای انجام یک عمل حقوقی خاص. - اراده
قصد و تمایل فرد به انجام یک کار یا تصمیمگیری در مورد یک موضوع خاص. - اراضی موات
زمینهای بایر و بدون بهرهبرداری که پیش از این احیا نشده باشند. - اراضی آیش
زمینهایی که در یک بازه زمانی مشخص برای کشاورزی استفاده نشدهاند. - ارث
انتقال داراییها و اموال فرد متوفی به وارثان پس از کسر دیون و تعهدات. - ارتداد
خروج از دین اسلام توسط فردی که مسلمان بوده است. - ارتشاء
دریافت مال یا وجه نقد توسط یک مقام دولتی یا مأمور عمومی به منظور انجام یا خودداری از انجام وظایفش. - ارتفاق
حق استفاده از ملک دیگری به منظور بهرهبرداری از اموال شخصی خود. - ارحام
خویشاوندان نزدیک که از طریق ولادت به یکدیگر مرتبط هستند. - ارش
مبلغی که در صورت معیوب بودن کالا به مشتری پرداخت میشود. - ازاله
برداشتن یا نابود کردن چیزی. - اساسنامه
مجموعهای از قوانین و مقررات که نحوه کارکرد یک سازمان یا مؤسسه را تعیین میکند. - استحقاق
سزاوار بودن فرد برای دریافت یا مطالبه یک حق یا امتیاز خاص. - استخلاف
منصوب کردن فرد دیگری برای اداره داراییها پس از فوت خود. - استدلال
استفاده از دلایل منطقی برای رسیدن به یک نتیجه یا اثبات یک موضوع. - استرداد
برگرداندن چیزی به مالک اصلی آن. - استرعاء
دعوت فردی به شهادت دادن در یک مسئله حقوقی یا قانونی. - استشهاد
درخواست شهادت کتبی از شاهدان در مورد یک موضوع خاص. - استعداء
طرح دعوی در محاکم قضایی یا دیگر مراجع قانونی. - استعفا
درخواست ترک شغل یا سمت از سوی فردی که در موقعیت رسمی یا دولتی قرار دارد. - استعمال
بهکارگیری یا استفاده از چیزی در شرایط خاص. - استقراء
استنتاج کلی از موارد جزئی و خاص به منظور رسیدن به یک قاعده کلی. - استنابه
واگذار کردن وظایف یا اختیارات به فردی دیگر. - استنطاق
بازجویی و تحقیق از فرد متهم در مورد یک اتهام. - استیفاء
استفاده یا بهرهبرداری از مال یا خدمات فرد دیگر با رضایت او. - استیمان
مطالبه مال به عنوان امانت از سوی فرد دیگر. - استیناف
تقاضای تجدید نظر در مورد حکم صادره از سوی دادگاه. - استیلا
تسلط و کنترل کامل بر یک موضوع یا شخص. - استعاط
از بین بردن یا سلب یک حق از سوی صاحب آن. - استمتاع
بهرهگیری و لذت بردن از چیزی یا کسی. - اسقاط
فرود آوردن یا نابود کردن چیزی. - اسناد رسمی
سندی که توسط مأموران رسمی و در حدود صلاحیت آنها و مطابق مقررات قانونی تنظیم شده باشد. - اشاعه
اشتراک حقوقی چند نفر بر روی یک مال معین. - اشتراط
تعهد و شرطبندی در قراردادها یا معاملات. - اصله
یک درخت یا نهال در اصطلاح حقوقی. - اصیل
فردی که در عقد یا قرارداد اصلی و قانونی به عنوان طرف قرارداد شناخته میشود. - اصل انتقال حقوق
قاعدهای که طبق آن هر حقی به دیگران قابل انتقال است، مگر آنکه قانون آن را منع کرده باشد. - اضرار
زیان رساندن عمدی به دیگری یا اموال او. - اطلاق
وضعیتی که در آن قانون یا قرارداد بهطور کلی و بدون محدودیت تعریف شده است. - اظهارنامه
مدرکی رسمی که مطابق مقررات قانونی تنظیم و به منظور بیان مطالب به طرف دیگر ارسال میشود. - اعاده اعتبار
بازگرداندن اعتبار تجاری به فرد یا شرکت پس از رفع مشکلات مالی یا حقوقی. - اعاده حیثیت
بازگرداندن حقوق و اعتبار اجتماعی به فردی که آنها را از دست داده است. - اعتراض
مخالفت یا اعلام نارضایتی از تصمیم یا اقدام دیگری. - اعراض
چشمپوشی از مال یا حق به نفع دیگری. - اعیان
اموالی که به شکل عینی و ملموس وجود دارند و دارای ابعاد فیزیکی هستند. - اعیانی
اموال غیرمنقولی که بر روی زمین قرار دارند، در مقابل عرصه که به زمین اطلاق میشود. - افلاس
وضعیت فردی که به دلیل عدم توانایی پرداخت بدهیها، اعلام ورشکستگی کرده است. - اقاله
انصراف از قرارداد یا توافق به رضایت دو طرف قرارداد. - اقامه دعوی
مطرح کردن دعوی یا شکایت در محاکم قضایی یا مراجع صالح. - اقباض
تحویل مال یا مورد معامله به طرف دیگر در یک قرارداد. - اقرار
اظهار یا تأیید حق یا دینی که به نفع دیگری در مقابل خود پذیرفته است. - اقرار معلق
اظهار حق یا دینی که به شرط وقوع یک رویداد معین معتبر میشود. - اقران
برادران و خواهرانی که از یک مادر متولد شدهاند. - اقرب
خویشاوندانی که از دیگران به فرد متوفی نزدیکتر هستند. - اقرباء
شامل تمامی خویشاوندان نسبی، سببی و رضاعی است. - اقوال
جمع کلمات و گفتهها؛ بیانهای مختلف در یک موضوع. - اقطاعات
زمینهای بایر که به دستور حاکم به افراد جهت بهرهبرداری واگذار میشود. - اکراه
مجبور کردن فردی به انجام یک عمل حقوقی به وسیله تهدید یا زور. - التزام
تعهد یا پیمان برای انجام یک عمل مشخص یا ترک آن. - الزام
اجبار قانونی به انجام یا ترک یک عمل خاص. - امانت
مال یا شیءی که به صورت ودیعه به دیگری سپرده شده است. - اماثل
افراد مشابه و همتراز در یک جامعه یا گروه. - امارات
نشانهها یا قراینی که بر یک موضوع خاص دلالت میکنند. - امتزاج
مخلوط شدن دو یا چند چیز به گونهای که جداکردن آنها مشکل باشد. - امور حسبی
اموری که دادگاهها به آنها رسیدگی میکنند بدون اینکه نزاع یا اختلاف خاصی بین افراد باشد. - امی
نسبت داده شده به مادر یا کسی که از یک مادر مشترک است. - اناث
جمع واژه زن، به معنای زنان یا مادگان. - انتزاع
جداکردن یا برداشتن یک چیز از جایگاه یا محل اصلی آن. - اناطه
تعلیق یا وابسته کردن انجام یک کار به تحقق امر دیگری. - انتقال
تغییر مالکیت یک مال از یک فرد به فرد دیگری. - انتفاع
استفاده و بهرهبرداری از مال متعلق به دیگری. - انتفاعات
جمع انتفاع به معنی حق بهرهبرداری از ملک یا اموال دیگر. - انحلال
از بین رفتن یا پایان یافتن یک مؤسسه یا سازمان. - انحصار وراثت
دعوایی که به منظور تعیین تعداد و هویت ورثه یک فرد متوفی مطرح میشود. - انفال
اموالی که به حکم قانون به اموال عمومی تعلق دارد. - انفساخ
پایان یافتن خودبهخودی یک قرارداد به دلیل شرایط خاص. - انکار
رد کردن یا نفی یک سند یا ادعا در محاکم قضایی. - اهل
فردی که از موانع حقوقی مثل جنون، سفه یا صغر مستثنی است. - اهلیت
توانایی و صلاحیت فرد برای انجام اعمال حقوقی یا دارا شدن حقوق. - ایجاب
بیان تعهد یا پذیرش مسئولیت در یک قرارداد. - ایداع
سپردن یک مال یا شیء به عنوان ودیعه نزد فردی دیگر. - ایفاء
پرداخت بدهی یا انجام تعهدات مالی یا غیرمالی. - ایقاع
انجام یک عمل حقوقی یکطرفه که تنها نیاز به رضایت یکی از طرفین دارد. - بالسویه
به صورت برابر و مساوی، بدون تبعیض. - بالمباشره
به صورت مستقیم و بدون واسطه انجام دادن یک کار. - بایع
فروشندهای که در معامله یک کالا یا مال را به مشتری واگذار میکند. - باطل
هرگونه عمل حقوقی که مخالف با قوانین و مقررات باشد. - بدهکار
کسی که در مقابل دیگران تعهد مالی یا دینی دارد. - بذل مدت
چشمپوشی از مدت باقیمانده در عقد ازدواج موقت توسط زوج. - برات
سندی تجاری که به وسیله آن شخصی به دیگری دستور میدهد مبلغی را به شخص ثالث بپردازد. - برص
بیماری پیسی یا لکههای سفید روی پوست. - بریات عمومیه
کارهای خیریه و نیکوکاری که برای جامعه مفید هستند. - بستانکار
کسی که در مقابل دیگری دارای طلب یا حق مالی است. - بلد
اصطلاح قدیمی برای شهر یا شهرستان. - بنچاق
سند مالکیت یا مدارکی که به اثبات حقوق مالکیت کمک میکنند. - بيع
فروش یا معامله یک کالا در ازای عوض معلوم. - بيع سلف
نوعی از معامله که در آن کالا یا خدمات به صورت پیشفروش عرضه شده و پول آن بهطور نقدی پرداخت میشود. - بيع مؤجل
فروش کالا یا خدمات با توافق بر پرداخت مبلغ در زمان معین در آینده. - بيع محاباتی
معاملهای که در آن فروشنده عمداً کالای خود را به قیمتی کمتر از ارزش واقعی آن میفروشد. - بيع وقف
فروش مال وقف شده در شرایط خاص و با مجوز قانونی. - بینونت
جدایی و فاصله بین دو طرف در مسائل حقوقی یا اجتماعی. - بنت
یکی از محارم نسبی که به معنای دختر است. - پرداخت
انجام تعهدی که موضوع آن وجه نقد یا مبلغ معین است. - پروتکل
سندی رسمی که نتایج و تصمیمات جلسات سیاسی یا مذاکرات بینالمللی را ثبت میکند. - تأسیس
ایجاد یا تشکیل یک نهاد، سازمان یا قانونی که قبلاً وجود نداشته است. - تابعیت
رابطهای حقوقی و سیاسی که فرد را به یک دولت یا کشور خاص مرتبط میسازد. - تاجر
کسی که شغل اصلی و معمولی خود را انجام معاملات تجاری قرار داده است. - تبرع
بخشش مال یا کمک بدون انتظار بازگشت یا عوض. - تبری
اعلام بیزاری یا نفی مسئولیت از یک عیب یا خطا. - تبع
پیروی کردن از دیگری یا ادامه دادن راه کسی. - تبعه
شخصی که تابعیت کشور خاصی را دارد. - تبعض
تکهتکه شدن یا جدا شدن یک چیز به قطعات کوچکتر. - تبعیض
نابرابری و تفاوت قائل شدن بر اساس عواملی مانند جنسیت، نژاد، مذهب یا عقیده سیاسی. - تجارت
انجام معاملات اقتصادی به قصد کسب سود و منفعت. - تجاوز
عبور از حدود قانونی یا نقض حقوق دیگران به صورت عمدی. - تحلیف
وادار کردن شخص به ادای سوگند در یک محاکمه قضایی. - تحجیر
آغاز عملیات آبادانی زمینهای بایر بدون اینکه مالکیت کامل بر آن زمین حاصل شود. - تحریر ترکه
تعیین مقدار دارایی و دیون فرد متوفی به منظور تصفیه امور مالی او. - تخلف
عدم انجام تعهدات قراردادی یا تأخیر در اجرای آنها. - تراضی
توافق دو طرف بر یک امر خاص به صورت دوستانه و بدون دخالت دادگاه. - ترصيف
نظم دادن و مرتب کردن اجزاء مختلف یک چیز به صورت منظم و پیوسته. - تدلیس
اعمالی که موجب فریب طرف معامله یا مخفی کردن عیب کالا شود. - ترکه
داراییها و اموالی که پس از فوت فرد به جا میماند و به وراث منتقل میشود. - تسبيب
ایجاد خسارت یا زیان به دیگری از طریق تقصیر یا بیمبالاتی. - تسعير
تعیین ارزش و نرخ ارز یا پول یک کشور نسبت به پول کشورهای دیگر. - تسليط
حق قانونی فرد بر تصرف و استفاده از اموال یا داراییهای خود. - تسهیم
تقسیمبندی و تخصیص سهم هر فرد از یک مال یا اموال مشترک. - تشیید
ایجاد استحکام و تقویت ساختاری یک ساختمان یا بنا. - تصالح
سازش و توافق بین دو طرف برای پایان دادن به نزاع و درگیری. - تصرف
در اختیار داشتن یا کنترل فیزیکی و قانونی بر یک مال یا دارایی. - تصرف عدوانی
تصرف غیرقانونی و بدون رضایت مالک بر مال یا اموال دیگری. - تضامن
تعهد متقابل چند نفر برای انجام یک تعهد یا پرداخت یک بدهی مشخص. - تضرر
دچار شدن به ضرر یا زیان مالی و غیرمالی به علت عمل دیگری. - تضييع
نابود کردن یا از بین بردن چیزی به صورت عمدی یا غیرعمدی. - تعدی
عبور از مرزها و حدود قانونی یا انجام عملی که خلاف عرف و قانون است. - تعذر
وجود مانع یا دلیل برای عدم اجرای یک تعهد یا قرارداد. - تعصيب
واگذاری حق یا دارایی به خویشاوندان پدری فرد در موارد خاص. - تعليق
وابسته کردن اجرای یک تعهد یا قرارداد به تحقق یک شرط خاص. - تعرفه
لیست قیمت یا نرخ کالاها و خدمات در یک بازار خاص. - تعزير
مجازاتی که توسط قانون تعیین شده ولی حداقل و حداکثر آن توسط قاضی مشخص میشود. - تعهد
رابطه حقوقی که شخص را به انجام یک عمل یا پرداخت وجهی به نفع دیگری ملزم میکند. - تغليب
اولویت دادن یا ارجحیت دادن یک طرف بر طرف دیگر در یک مورد خاص. - تفاسخ
فسخ یا انصراف از قرارداد به رضایت دو طرف آن. - تفلیس
اعلام ورشکستگی شخصی به دلیل عدم توانایی پرداخت بدهیها. - تفريط
کوتاهی یا غفلت در انجام تعهدات یا وظایف مقرر. - تفريق
طلاق یا جدایی زوجین به دلیل عدم توافق یا اختلافات شدید. - تقویم
تعیین ارزش مالی یا قیمتگذاری یک مال یا دارایی. - تقسيط
تعیین پرداخت بدهی به صورت اقساطی برای تسهیل در بازپرداخت. - تقسیم
تفکیک و جداسازی یک مال مشترک بین شرکا یا مالکان آن. - تكليف
وظایف و مسئولیتهایی که قانون به فردی محول میکند. - تلف
نابودی یا از دست رفتن یک مال بدون دخالت مستقیم مالک یا شخص دیگر. - تملك
کسب مالکیت یک مال یا دارایی به روش قانونی. - تملیک
انتقال مالکیت یک مال به دیگری از طریق عقد یا قرارداد. - تنازع
اختلاف و درگیری بین دو یا چند نفر بر سر یک موضوع یا حق. - تنفيذ
تصویب یا تأیید یک عمل حقوقی یا قرارداد توسط مرجع ذیصلاح. - تنقیه
پاکسازی یا لایروبی کانالها یا قنوات برای بهبود جریان آب. - توکیل
واگذاری انجام یک کار یا وظیفه به شخص دیگری به عنوان وکیل. - توقف
در حقوق تجارت، به معنای اعلام ورشکستگی و ناتوانی در پرداخت بدهیها. - توقيف
سلب آزادی از شخص یا ضبط اموال او به دستور مراجع قضایی. - تولیت
مسئولیت اداره و مدیریت امور وقف توسط متولی. - تهاتر
حذف یا کاهش تعهدات مالی متقابل با یکدیگر تا حدی که هر دو طرف تعهدات یکدیگر را از بین ببرند. - ثبت
ضبط و نگهداری اطلاعات یا اسناد در دفاتر رسمی به منظور قانونی کردن آنها. - ثبت احوال
ثبت وقایع مهم زندگی افراد مانند تولد، فوت، ازدواج و طلاق در مراجع قانونی. - ثلث
یکسوم از دارایی یا اموال که در وصیت برای استفادههای خاص معین میشود. - ثمن
قیمتی که در ازای یک کالا یا خدمت در عقد بیع پرداخت میشود. - جاعل
شخصی که تعهدی را در برابر انجام یک عمل مشخص به عنوان پاداش تعیین میکند. - جرایم
اعمال خلاف قانونی که برای آن مجازاتهای خاصی در نظر گرفته شده است. - جرم
عملی که قانون آن را ممنوع کرده و برای آن مجازات تعیین شده است. - جریمه
وجه نقد یا مالی که به عنوان مجازات از فرد خاطی گرفته میشود. - جزيه
مالیاتی که افراد غیرمسلمان در کشور اسلامی پرداخت میکنند. - جد
پدر بزرگ یا نیای فرد در سلسله خانواده. - جده
مادر بزرگ یا مادرِ پدر و مادرِ مادر در خانواده. - جعاله
قراردادی که در آن فردی در برابر انجام یک عمل مشخص به طرف دیگر اجرت معینی پرداخت میکند. - جعل
تقلب یا ساختن سند یا چیز دیگری به منظور فریب دادن دیگران. - جماله
تعهدی که در قبال انجام یک کار مشخص، پرداخت اجرت را مقرر میکند. - جواز
اجازه یا مجوز قانونی برای انجام یک عمل یا استفاده از یک حق. - جهل به قانون
عدم آگاهی از قانون که معمولاً عذر قابلقبولی در محاکم قضایی محسوب نمیشود. - چک
سندی که به موجب آن دارنده میتواند مبلغ معینی را از حساب صادرکننده برداشت کند. - حاکمیت
قدرت و اختیار سیاسی و قضایی دولت در اجرای قوانین و مقررات. - حاجب
شخص یا چیزی که مانع یا حایل در مسیر انجام یک عمل یا حق میشود. - حبس
محرومیت از آزادی شخص به حکم دادگاه یا قانون به عنوان مجازات. - حبس مطلق
حبسی که بدون تعیین مدت معین برای اجرای آن وضع میشود. - حبه
واحد اندازهگیری معادل با دو دانه متوسط از گندم یا جو. - حجب
حالتی که به موجب آن فردی از ارث یا حق خود محروم میشود. - حجر
محرومیت از حق انجام اعمال حقوقی به دلیل ناتوانی یا عدم صلاحیت قانونی. - حرام مؤبد
ازدواجی که به دلیل وقوع آن دیگر امکان ازدواج مجدد بین طرفین وجود ندارد. - حرمان
محرومیت از یک حق یا امتیاز به دلیل شرایط خاص. - حرمت
رعایت احترام و پاسداشت قوانین یا اصول اخلاقی. - حریت
آزادی و عدم وابستگی به بردگی یا قید و بندهای قانونی. - حصص
سهمها یا قطعاتی که در تقسیم یک مال مشاع به افراد تعلق میگیرد. - حصول
دستیابی یا به دست آوردن چیزی. - حصه
بخشی از یک مال یا دارایی که به فرد یا گروه خاصی تعلق دارد. - حد
مجازاتی که به صورت مشخص و با قوانین شرعی و قانونی تعیین شده است. - حضانت
مسئولیت نگهداری و تربیت فرزندان زیر سن قانونی توسط والدین یا قیم قانونی. - حق ارتفاق
حق استفاده از ملک دیگران به منظور بهرهبرداری از اموال خود. - حق التولیه
سهمی از درآمد موقوفات که برای هزینههای مدیریت و نگهداری آنها در نظر گرفته شده است. - حق العبور
حق عبور از ملک دیگران به منظور دسترسی به ملک یا اموال شخصی. - حق المجری
حق استفاده از زمین دیگران به منظور انتقال آب، گاز، نفت یا فاضلاب. - حق انتفاع
حق بهرهبرداری و استفاده از منافع یک مال بدون داشتن مالکیت آن. - حق سکنی
حق اقامت در ملک دیگری که به صورت موقت یا دائم به فرد واگذار شده است. - حق شفعه
حق شریک در خریدن سهم شریک دیگر از مال غیرمنقول مشترک قبل از فروش به شخص ثالث. - حق العملکاری
نوعی وکالت در امور تجاری که بر اساس آن فردی در قبال انجام معاملات تجاری برای دیگری، اجرت دریافت میکند. - حقوق اساسی
شاخهای از حقوق که به بررسی و تحلیل ساختار حکومت و قوانین اساسی یک کشور میپردازد. - حقوق ثابته
حقوقی که تحت شرایط قانونی به دست آمده و با تغییر شرایط قانونی نیز معتبر باقی میمانند. - حقوق واجبه میت
حقوقی که متوفی بر ذمه خود دارد و باید قبل از تقسیم ارث از اموال او کسر شود. - حمل
به جنینی گفته میشود که در رحم مادر در حال رشد است تا زمان زایمان. - حيازت
تصرف و به دست آوردن چیزی که مالک خاصی ندارد و بهصورت آزاد در طبیعت موجود است. - حیازت مباحات
تملک اموالی که هیچ فردی مالک آن نیست، مانند شکار حیوانات یا جمعآوری منابع طبیعی. - حواله
انتقال طلب از یک شخص به شخص دیگری که در قبال پرداخت آن تعهد کرده است. - خال
به معنای دایی یا برادر مادر. - خسارت
ضرری که به دلیل عمل یا ترک عمل کسی به دیگری وارد میشود و باید جبران شود. - خصاء
عملی برای از بین بردن توان جنسی مرد بهمنظور جلوگیری از تولید مثل. - خلاف
جرمی که در نقض مقررات عادی یا اجتماعی صورت گرفته است. - خلع ید
رفع تصرف غیرقانونی از مال غیرمنقول به دستور دادگاه یا اسناد رسمی. - خمس
یکپنجم از دارایی که طبق مقررات اسلامی به امور خاص تخصیص داده میشود. - خیار
حق قانونی فسخ یا برهم زدن یک قرارداد به دلایل مشخص و قانونی. - خیار تخلف شرط
حق فسخ قرارداد به دلیل عدم تحقق شروط مقرر شده در قرارداد. - خیار تدلیس
حق فسخ قرارداد به دلیل فریب یا مخفی کردن عیب کالا از سوی فروشنده. - خیار حیوان
اختیار فسخ قرارداد خرید حیوان در مدت سه روز پس از خرید. - خیار رؤیت و تخلف وصف
حق فسخ قرارداد به دلیل عدم تطابق کالا با توصیفهایی که در زمان خرید داده شده است. - خیار شرط
حق فسخ قرارداد در مدتی معین که برای طرفین یا شخص ثالث تعیین شده است. - خیار عیب
حق فسخ قرارداد به دلیل کشف عیب در کالا یا کالاهایی که معامله شده است. - خیار غبن
حق فسخ قرارداد در صورتی که یکی از طرفین در معامله دچار ضرر و زیان جدی شده باشد. - خیار فسخ
حق یکطرفه برای انصراف از قرارداد بدون نیاز به رضایت طرف مقابل. - خیار مجلس
حق فسخ قرارداد مادام که طرفین در محل انجام قرارداد حضور دارند. - دائن
شخصی که دیگران به او بدهکار هستند و طلبی از او دارند. - دادخواست
درخواست کتبی یا شفاهی برای ارائه شکایت یا درخواست به مراجع قضایی. - دادخواه
فردی که شکایت یا دعوی را به مراجع قضایی ارائه میکند. - دادرسی
فرآیند بررسی و حلوفصل یک دعوی یا اختلاف در دادگاه. - دارایی
مجموعهای از اموال، حقوق، و تعهدات مالی یک فرد یا یک شرکت. - دانگ
یکششم از ملک یا زمینی که بهطور معمول در تقسیمات ملکی به کار میرود. - درآمد اتفاقی
درآمدهایی که بهصورت غیرمستمر و غیرمنتظره حاصل میشوند. - دستمزد
مبلغی که برای انجام کار یا خدمت به فرد پرداخت میشود. - دفتر اسناد رسمی
محلی که در آن قراردادها و اسناد رسمی توسط دفاتر اسناد رسمی ثبت میشود. - دفتر تجارتی
دفاتری که تاجر برای ثبت و نگهداری حسابها و معاملات خود استفاده میکند. - دفتر روزنامه
یکی از دفاتر تجارتی که تمامی تراکنشهای مالی روزانه در آن ثبت میشود. - دفتر کل
دفتر حسابداری که تمام معاملات و تراکنشها را بهصورت خلاصه و تفکیکشده ثبت میکند. - دلال
فردی که واسطه خرید و فروش کالا یا خدمات بین خریدار و فروشنده است. - ديان
طلبکاران یا بستانکارانی که فرد به آنها بدهکار است. - دین
تعهدی که یک فرد به نفع دیگری دارد و باید پرداخت کند. - دین مؤجل
دینی که در زمان معین یا تاریخ مشخصی قابل مطالبه است. - دیه
جریمهای نقدی که برای جبران خسارتهای بدنی و جانی پرداخت میشود. - ذمه
تعهد و مسئولیتی که فرد به دیگری دارد و باید به آن پایبند باشد. - رابطۀ حقوقی
ارتباط قانونی و حقوقی بین دو یا چند نفر یا بین شخص و اموال او. - راشی
فردی که برای انجام کار غیرقانونی به دیگری رشوه میدهد. - راهن
فردی که مالی را بهعنوان وثیقه به طلبکار میدهد. - ربح
سود یا نفع مالی که از معاملات یا سرمایهگذاری به دست میآید. - ربع
یکچهارم یا 25 درصد از یک کل. - رسمی
هر عملی که توسط مأموران دولتی یا نمایندگان رسمی صورت میگیرد. - رشوه
پولی که به مأموران دولتی پرداخت میشود تا کاری غیرقانونی انجام دهند. - رشید
فردی که از لحاظ عقلی و مالی بالغ و قادر به تصمیمگیری منطقی است. - رجعیه
زنی که با طلاق رجعی از شوهر خود جدا شده است. - رجوع
بازگشت به حالتی که قبل از انجام یک قرارداد یا تعهد وجود داشت. - رخوه
به معنای ضعف یا سستی در انجام یک عمل یا رفتار. - رقبه
ملک غیرمنقول مانند زمین، ساختمان یا ملکهایی که قابل انتقال نیستند. - رد
بازگرداندن یا پس دادن چیزی که به فرد دیگری تعلق دارد. - رهن
قراردادی که در آن فردی مالی را بهعنوان وثیقه به طلبکار میدهد تا در صورت عدم پرداخت بدهی، طلبکار از آن مال استفاده کند. - رهن فک (فک رهن)
بازپسگیری مال وثیقهگذاشتهشده پس از پرداخت بدهی و تعهدات مربوطه. - زیان
ضرر مالی یا غیرمالی که به دلیل عمل یا ترک عمل دیگران به فرد وارد میشود. - زیان دیرکرد
خسارتی که به دلیل تأخیر در پرداخت بدهی یا تعهد مالی باید پرداخت شود. - سازش
توافق دوستانه بین دو طرف دعوا برای حل و فصل اختلافات بدون دخالت دادگاه. - سب
ناسزا گفتن یا توهین به دیگری، که در برخی موارد ممکن است جرم محسوب شود. - سبب
رابطه خویشاوندی یا نسبی که به دلیل ازدواج یا تولد ایجاد میشود. - سبب اقوی
وقتی که یک فرد دیگری را مجبور به انجام یک عمل خلاف قانون کند و مسئولیت عمل بر عهده سبب قرار گیرد. - سبب مملک
دلیل یا عامل قانونی که موجب تملک یا مالکیت فرد بر یک مال یا دارایی میشود. - سرقت
ربودن اموال یا اشیاء متعلق به دیگران بهطور غیرقانونی و بدون رضایت صاحب مال. - سرقفلی
پولی که مستأجر به مالک یا مستأجر قبلی برای حق استفاده از ملک یا مغازه پرداخت میکند. - سرمایهگذاری
اختصاص دادن منابع مالی یا دیگر اموال به یک فعالیت اقتصادی بهمنظور کسب سود. - سدس
یکششم از یک کل، معادل تقریباً 16.67 درصد. - سفته
سندی که در آن امضاکننده تعهد میکند مبلغ مشخصی را در زمان معین به دارنده آن پرداخت کند. - سفید
فردی که از نظر حقوقی و مالی دارای تصرفات عقلانی نیست و قادر به مدیریت اموال خود نیست. - سفك دماء
عمل کشتن یا ریختن خون دیگری بهصورت غیرقانونی. - سقوط
از بین رفتن یا کاهش اعتبار یک حق یا تعهد به دلیل شرایط خاص. - سکنی
حق اقامت و سکونت در ملکی که به فرد دیگری تعلق دارد. - سلطه
حق یا اختیار قانونی فرد برای کنترل و استفاده از مال یا دارایی خود. - سلف
نوعی معامله که در آن کالا بهصورت پیشفروش عرضه شده و پول آن نقداً پرداخت میشود. - سلم
معاملهای که کالا به صورت مؤجل (برای تحویل در آینده) و پول بهطور نقدی پرداخت میشود. - سند
مدرک یا نوشتهای که در مقام اثبات یا ادعا در محاکم قضایی مورد استفاده قرار میگیرد. - سهم
بخش یا قسمت معینی از یک مال یا دارایی که به فردی تعلق میگیرد. - سهم الارث
بهرهای که وارث از داراییها و اموال متوفی دریافت میکند. - سهو
غفلت یا اشتباهی که به دلیل بیدقتی یا فراموشی رخ میدهد. - شارع
قانونگذار یا مقننی که قوانین و مقررات را تعیین و وضع میکند. - شاکی
فردی که شکایت خود را به مقامات قضایی ارائه میدهد و خواستار رسیدگی به آن است. - شاهد
فردی که در محاکم قضایی شهادت میدهد و اطلاعات خود را در مورد یک رویداد ارائه میکند. - شبه عقد
عملی که شبیه به قرارداد است ولی از لحاظ قانونی قرارداد محسوب نمیشود. - شخص
فردی که حقوق و تعهدات قانونی دارد و میتواند به عنوان طرف قرارداد یا دعوا قرار گیرد. - شخص حقوقی
نهاد یا سازمانی که بهعنوان یک شخصیت مستقل از اعضای خود در معاملات و دعاوی شرکت میکند. - شخص حقیقی
فرد انسانی که موضوع حقوق و تکالیف قانونی است. - شخص طبیعی
انسانی که به عنوان موجودی مستقل و موضوع حقوق و تعهدات قانونی در نظر گرفته میشود. - شرط
امری که تحقق آن در آینده موجب تأثیرگذاری بر اعتبار قرارداد یا تعهد میشود. - شرط صفت
تعهد به ویژگی یا خصوصیت خاصی که باید در موضوع قرارداد وجود داشته باشد. - شرط فعل
تعهد به انجام یا ترک یک عمل مشخص در چارچوب قرارداد. - شرط نتیجه
تحقق خودکار یک نتیجه یا وضعیت حقوقی در صورت وقوع شرط معین. - شرع
مجموعه قوانین و مقرراتی که مبنای آنها بر اصول دینی و مذهبی است. - شرکت
اجتماع حقوقی چند نفر برای مالکیت و بهرهبرداری از مال یا اموال مشترک. - شریک
فردی که با یک یا چند نفر دیگر در مالکیت یا بهرهبرداری از مال یا اموال مشترک شریک است. - شفیع
صاحب حق شفعه، که میتواند سهم شریک دیگر را در مال غیرمنقول مشترک خریداری کند. - شقاق
ناسازگاری یا اختلاف شدید بین دو یا چند نفر در مسائل اجتماعی یا حقوقی. - شوارع
راهها و معابر عمومی که برای عبور و مرور افراد و وسایل نقلیه استفاده میشود. - صحت
اعتبار قانونی یک عمل حقوقی که با شرایط و مقررات قانونی مطابقت دارد. - صداق
مبلغ یا مالی که در عقد نکاح بهعنوان مهریه به زوجه پرداخت میشود. - صراف
فردی که به معاملات ارز و سکه مشغول است و کارهای مرتبط با تبدیل پول انجام میدهد. - صفقه
معامله یا قراردادی که میان دو طرف برای خرید و فروش کالا یا خدمات بسته میشود. - صغیر
فردی که هنوز به سن بلوغ نرسیده و از نظر قانونی قادر به انجام معاملات نیست. - صلح
قراردادی که برای پایان دادن به اختلافات و نزاعها و به توافق رسیدن بین طرفین بسته میشود.

نتیجهگیری :
این مقاله به معرفی و تعریف بسیاری از اصطلاحات حقوقی پرداخته است تا کمک کند به کسانی که در زمینه حقوق فعالیت میکنند یا علاقهمند هستند، آگاهی بیشتری در این حوزه پیدا کنند. همانطور که اشاره شد، لیست اصطلاحات در این فرهنگ لغت حقوقی همچنان در حال گسترش است و ما در مقالات آینده سعی خواهیم کرد آن را تکمیلتر کنیم تا شما به منبعی کاملتر و جامعتر دسترسی داشته باشید. استفاده از این فرهنگ لغت حقوقی به شما کمک میکند تا درک بهتری از مفاهیم پیچیده قانونی داشته باشید و بهتر بتوانید در موقعیتهای مختلف حقوقی تصمیمگیری کنید.

سوالات متداول
چرا باید از فرهنگ لغت حقوقی استفاده کنم؟
استفاده از فرهنگ لغت حقوقی به شما کمک میکند تا با اصطلاحات تخصصی حقوقی آشنا شوید و درک بهتری از مسائل قانونی داشته باشید.
آیا این فرهنگ لغت حقوقی شامل همه اصطلاحات حقوقی است؟
خیر، این فرهنگ لغت حقوقی در حال گسترش است و ما به تدریج اصطلاحات بیشتری را در مقالات بعدی اضافه خواهیم کرد.
چگونه میتوانم به اطلاعات بهروزتر در فرهنگ لغت حقوقی دسترسی پیدا کنم؟
با پیگیری مقالات آینده، میتوانید بهروزرسانیهای جدید در فرهنگ لغت حقوقی را دریافت کنید.
آیا این فرهنگ لغت حقوقی فقط برای وکلا مناسب است؟
خیر، این فرهنگ لغت حقوقی برای هر کسی که علاقهمند به حقوق و مسائل قانونی است، مناسب میباشد.
آیا فرهنگ لغت حقوقی به زبانهای دیگر نیز در دسترس است؟
در حال حاضر این فرهنگ لغت حقوقی به زبان فارسی تهیه شده است، اما در آینده ممکن است به زبانهای دیگر نیز ترجمه شود.
آیا این فرهنگ لغت حقوقی شامل مثالهای کاربردی است؟
بله، بسیاری از اصطلاحات در این فرهنگ لغت حقوقی با مثالهای عملی توضیح داده شدهاند.
چگونه میتوانم سوالاتم را در مورد فرهنگ لغت حقوقی مطرح کنم؟
شما میتوانید سوالات خود را در قسمت نظرات این مقاله یا از طریق کانالهای ارتباطی ما بپرسید.
آیا این فرهنگ لغت حقوقی بهروزرسانی خواهد شد؟
بله، ما برنامه داریم تا فرهنگ لغت حقوقی را با اضافه کردن اصطلاحات جدید بهروز کنیم.
چگونه میتوانم با استفاده از فرهنگ لغت حقوقی تصمیمات قانونی بهتری بگیرم؟
با مطالعه این فرهنگ لغت حقوقی، میتوانید اطلاعات دقیقتری در مورد اصطلاحات قانونی کسب کنید و تصمیمات آگاهانهتری بگیرید.
آیا میتوانم از فرهنگ لغت حقوقی برای تحقیقات دانشگاهی استفاده کنم؟
بله، فرهنگ لغت حقوقی میتواند منبع مناسبی برای تحقیقات و مطالعات دانشگاهی در حوزه حقوق باشد.
سلام
ممنون از مطالب مفیدتون ممكنه فایل pdf این صفحه را در پایان صفحه قرار دهید؟