موسسه حقوقی فانوس عدالت ایرانیان
منو موبایل

موسسه حقوقی فانوس عدالت ایرانیان

تقاضای طلاق مرد جوان پس از آگاهی از رابطه همسرش با خواستگار قبلی

همه چیز از یک پیامک ساده آغاز شده بود. سارا فکرش را هم نمیکرد یک احوالپرسی ساده با مردی که قبل از ازدواج به او علاقه داشت، تبدیل به ارتباطی جدی و شاید زنا شود و زندگی او را در آستانه فرو پاشی قرار دهد. اما زمانی که همسر سارا از ارتباط او با خواستگار قبلی اش آگاه شد، نه تنها به زندگی سارا خاتمه داد، بلکه برای شکایت از او و مرد مورد علاقه اش هم اقدام کرد.

همسر سارا معتقد است همسرش به او خیانت کرده و برای همین هم او دیگر نمیتواند به سارا اعتماد کند وبه زندگی با او ادامه دهد. انگار دلش نمیخواهد اشک هایش فرو بریزد. دستمالی را دستش میگیرد و تند تند پشت پلک هایش را می فشارد.

چانه اش میلرزد و نگاهش را از روی سرامیک کف دادگاه خانواده بر نمی دارد. همسرش کمی آن طرف تر استاده و زل زده به او ونگاهش میکند. ابروهایش را درهم کشیده و گاهی نفس هایش تند میشود. سپس دست هایش را پشت کمرش قلاب میکند وقدم میزند و گوشه لبش را می جود و باز می ایستد. احمد وسارا قرار است تا چند دقیقه دیگر درمورد هشت سال زندگی مشترک شان در دادگاه خانواده تصمیم گیری کنند.

عشق جوانی که به زنا کشیده شد

سارا سر میخورد در خاطرات دوستی با پیام. دوستی نافرجامی که حالا زندگی مشترک اورا به دادگاه خانواده تهران کشانده است. سارا میگوید: همان اوایل ورودم به دانشگاه بود که با یکی از همکلاسی هایم به نام پیام آشنا شدم و دل به او باختم. پیام اهل یکی از شهر های جنوبی کشور است و محل زندگی ما کیلومترها باهم فاصله دارد. انگار از همان اول هم مشخص بود که ما نمیتوانیم باهم زندگی مشترک را آغاز کنیم. چون خانواده او اعتقاد داشتند که او باید از طائفه خودشان زن بگیرد و خانواده من هم میگفتند که دخترشان را به راه دور شوهر نمیدهند. من وپیام هم از همان اول، همه این حرف ها را میدانستیم اما باز به امید اینکه راهی پیدا شود که به هم برسیم، به دوستی مان ادامه میدادیم.

سارا و پیام نزدیک چهارسال باهم ارتباط داشتند و بالاخره یک اتفاق باعث عصبانیت سارا و بیرون آمدن او از ارتباطش با پیام شد. زن جوان ادامه می دهد: وقتی درس مان تمام شد و پیام به شهر خودشان بازگشت، ارتباط ما با هم کم شد. گاهی با او تماس می گرفتم، اما جواب نمی داد و احساس میکردم نسبت به من سرد شده است. از او میخواستم بازهم درباره آینده مان حرف بزنیم،اما اوحرف های نا امیدانه میزد و میگفت:موانع زیادی برای رسیدن ما به هم وجود دارد و نمیتوانیم به تشکیل زندگی باهم فکر کنیم.

آن روز ها، حال خیلی بدی داشتم. دلتنگی و دوری از پیام از طرفی آزارم میداد واینکه با رفتارش غرورم رو خرد میکرد، از طرف دیگر باعث آزارم می شد. تا اینکه یک روز پیام به  من داد و گفت با دختری از همشهریانش دوست شده و از من خواست دیگر با او تماس نگیرم.آن روز احساس میکردم دارم به مرز جنون نزدیک میشوم. عقلم کار نمی کرد و تنها تصمیمی که با خودم گرفتم این بود که با اولین خواستگارم ازدواج کنم. انگار این کار را تنها راه انتقام از پیام می دانستم.

آشنایی با شوهرم

با خواهر زاده احمد، همکلاسی بودم. این اولین جمله ای است که سارا درباره آشنایی با احمد میگوید. سپس ادامه میدهد : آرزو یکی از دوستان صمیمی من بود و احمد دایی او. از دوران دبیرستان با آرزو دوست بودم و زمان دانشگاه ارتباط ما باهم کمتر شده بود و کمتردر جریان اتفاقات زندگی همدیگر بودیم. برای همین آرزو خبر نداشت من با پیام دوست شده ام. یک روز آرزو با سارا تماس گرفت و به او پیشنهاد آشنایی با احمد را داد.

در همان روزهایی که حال روحی به شدت وخیمی داشتم آرزو با من تماس گرفت و به من گفت:دایی اش قصد ازدواج دارد از او خواسته دختری را معرفی کن تا مدتی باهم آشنا باشند و بعد باهم ازدواج کنند.

آرزو پیشنهاد داد که با دایی اش بیرون بروم و من بدون لحظه ای درنگ قبول کردم. موضوع رو با مادرم درمیان گذاشتم و گفتم:احمد قصد ادواج دارد. مادرم به شرط اینکه دوران آشنای طولانی نشود، به من اجازه داد با احمد بیرون بروم.

مدت آشنایی احمد و سارا خیلی کوتاه بود و رابطه آنها خیلی زود به ازدواج منجر شد. وقتی با احمد آشنا شدم، به هیچ چیز فکر نمیکردم. نه به محسناتش فکر میکردم و نه به معایبش. فقط میخواستم زودتر ازدواج کنم و خبر آن را به گوش پیام برسانم. احمد پسر خوب و همه چیز تمامی بود و برای همین خانواده من با ازدواجمان موافقت کردند.

ارتباط با عشق قدیمی

در حین زندگی با احمد کم کم پیام را از یادم برده بود. مهربانی هایش جای عشق قبلی را در دلم گرفت و وقتی دوسال پس از ازدواج، دخترم به دنیا آمد،درگیر او شدم و دیگر عشق قبلی را از یاد بردم. اصلا فکر نمی کردم روزی وارد رابطه نامشروع ( زنا ) شوم. تا اینکه یک روز وقتی صفحه اینستاگرام را باز کردم، یکدفعه انگار گوشی در دستم خشک شد. پیام به من درخواست دوستی داده بود و در یک لحظه انگار باز فرو رفتم به تمام خاطراتی که با او داشتم.

آن شب غرق در خاطرات روزهای دانشجویی شدم و انگار پس از مدت ها باز دلم برای پیام تنگ شد.برای همین تصمیم گرفتم به او پیغام بفرستم و حالش را بپرسم. کنجکاو بودم بفهمم زندگی اش در چه حال است. برای همین سر صحبت باز شد و پس از مدتها با پیام صحبت کردم. به من گفت :هنوز مجرد است،از او پرسیدم: چرا با دختری که میگفت با او دوست شده، ازدواج نکرد؟ او هم گفت: ماجرای دوستی اش با آن دختر دروغ بوده و فقط آن را برای این به من گفته که دنبال زندگی ام بروم و ز او دل بکنم. می گفت: می دانستم نمیتوانیم باهم ازدواج کنیم و نمیخواسته بیهوده پای او بنشینم.

وقتی این حرف ها را به من می زد انگار دنیا روی سرم خراب می شد. حالم باز هم به بدی همان روزهایی شده بود که ارتباطم با پیام قطع شده بود. از آن روز به بعد، هرچند وقت یک بار با پیام حرف میزدم و هر بار احساس میکردم دلتنگی ام برای او بیشتر می شود. یک روز با من تماس گرفت و گفت به تهران آمده و می خواهد من را ببیند. من هم قبول کردم و همدیگر را دیدیم. ارتباط ما به همین شکل ادامه داشت تا اینکه احمد به من شک کرد و زندگی ام دگرگون شد.

دردادگاه برای سارا چه اتفاقی افتاد؟

احمد درباره با خبر شدن از ارتباط سارا با خواستگار قبلی اش میگوید: چند ماهی بود که می دیدم سارا دیگر مثل قبل شاداب نیست. بی حوصله بود و دیگر مثل قبل دل به زندگی و حتی فرزندمان نمی داد. یک شب خیلی اتفاقی وقتی زودتر از همیشه به خانه رسیدم، متوجه شدم سارا دارد با یک مرد غریبه تلفنی حرف میزند.

از او پرسیدم: با چه کسی حرف میزنی؟ او دست و پایش را گم کرد و از جواب دادن طفره رفت. چون خط تلفنش به نام من بود، فردای آن روز به مخابرات رفتم و پرینت تلفن را گرفتم و فهمیدم همسرم تماس های خیلی زیادی با یک شهر جنوبی کشور داشته و شماره موبایل یک فرد غریبه هم بارها در پرینت تماس ها وجود دارد. سارا دیگر راهی برای طفره رفتن از بیان حقیقت نداشت و خودش همه ماجرا را برای من تعریف کرد.

احمد سرش را میان دو دست می گیرد وپس از اینکه نفس عمیقی می کشد، در ادامه می گوید: از پیام و سارا شکایت کردم.بعد هم به سارا گفتم که دیگر نمیتوانم با او زندگی کنم. تصور اینکه در تمام زمانی که من داشتم برای زندگی مان خارج از خانه زحمت می کشیدم، همسرم در فکر کس دیگه ای بوده و با او حرف میزده و حتی بیرون هم میرفته، برایم غیر قابل تحمل است و می دانم که دیگر نمی توانم به سارا اعتماد کنم. پس از فمهیدن این اتفاق، شکست بزرگی در زندگی خورده ام. من صادقانه با سارا زندگی میکردم و برای همین پذیرش این اتفاق برای من سخت و دردناک است.

آقای قاضی ،من علاوه بر این دادخواست،در دادگاه کیفری هم شکایتی را درباره خیانتش و رابطه با مرد غریبه مطرح کرده ام که آن پرونده هم در حال رسیدگی است.

احمد در شعبه 271 دادگاه خانواده ولنجک،تقاضای خود را مبنی بر جدایی از همسرش بیان می کند. قاضی احمدی پس از بررسی دادخواست او علاوه بر تاکید بر لزوم مراجعه به واحد مشاوره، دستور معرفی دو داور به دادگاه را صادر میکند.

احمد باید در جلسه بعدی دادگاه در مورد حق و حقوق مالی سارا تصمیم گیری کند یا با او به توافق برسد. سارا درپایان جلسه دادگاه، درحالی که به شدت گریه میکرد ،گفت: زندگی ام را برای یک رویای بیهوده برباد رفت. ای کاش! درگیر خاطرات پوچ سال های دور نمی شدم. الان تنها آرزوی من این است که احمد من را ببخشد تا باز هم بتوانم در کنار او و دخترم زندگی کنم. به احمد گفتم:تاوان این اشتباه هرچه باشد، می پردازم. او به من گفت تاوان این اشتباه تنها جدایی است.

طلاق و ارتباط نامتعارف 2جاده جدا از هم

محمد مهدی رستم پور، وکیل دادگستری درباره مسائل حقوقی مرتبط با پرونده طلاق سارا توضیح می دهد و می گوید: احمد پس از اینکه متوجه ارتباط همسرش با خواستگار قبلی شد، در دو پرونده جداگانه در دادگاه خانواده و کیفری، رسیدگی به شکایت خود را آغاز کرد.

حالا دادگاه کیفری مسئول رسیدگی به اتهام رابطه نامشروع سارا و پیام است و دادگاه خانواده، مسئول رسیدگی به پرونده دادخواست طلاق از سوی احمد. محمد مهدی رستم پور،ابعاد حقوقی مختلف این دو پرونده را از زوایای مختلف توضیح می دهد: پیش از هر چیزی، باید این نکته را یاد آور شوم که رسیدگی به پرونده جزایی و حقوقی،دو مقوله کاملا متفاوت است که باید از دو مسیر جداگانه طی و رسیدگی شود و به هم ارتباطی ندارند و هرکدام در مجرای قانونی مرتبط به خود رسیدگی خواهند شد.

زمانی که مرد متوجه ارتباط نا مشروع همسر خود با مردی دیگر میشود، باید درصورتی که قصد پیگیری قانونی موضوع را دارد، با حضور در دادسرای محل وقوع جرم شکایت خود را از هردو تن یعنی از آن مرد وهمسر خود طرح کند. در چنین شرایطی ارائه ادله ومدارک اثبات کننده جرم به دادسرا وضمیمه آن پرونده،از ارکان اصلی طرح شکایت بشمار می آید و صرف ادعا نمی توان کسی را متهم به ارتباط نامشروع یا زنا کرد.

مدارک و ادله موجود برای اثبات زنا

این وکیل دادگستری، درباره مدارک و ادله اثبات ارتباط نا مشروع (زنا) ،این گونه توضیح می دهد : چنانچه هر خانم متعهد متاهلی مرتکب عمل مادون زنا شود، یعنی وارد ارتباط نامشروعی (زنا) شود که منجربه زنا نشده باشد، اثبات آن از طریق اثبات نوع ارتباط امکان پذیر است.

به این معنی که اگر ارتباط در حد صحبت تلفنی باشد، مرد می تواند پرینت تماس همسرش را به دادگاه ارائه دهد و چنانچه مرد مدعی این باشد که ارتباط همسرش با مرد غریبه فراتر از صحبت تلفنی بوده،باید برای ارائه شکایت خود، دلیل بیاورد. هر چند یکی از مهم ترین ارکان رسیدگی به هر پرونده ای اتکا به اقرار های متهمان است،

پس چنانچه مدرکی دال بر نوع ارتباط زن و مرد وجود نداشته باشد اما آنها به ارتباط در هر حد و اندازه ای اقرار کنند، قاضی دادگاه بر اساس اعتراف متهمان حکم صادر خواهد کرد. مجازاتی که قانون برای ارتباط نامشروع (زنا) در نظر گرفته است بین یک تا 99 شلاق است که این اندازه حد، بنا به نظر قاضی تعیین می شود، البته این درصورتی است که زنا از نوع محصنه نباشد،اما درمورد اثبات زنا،شرایط متفاوت است.

در جرایم حدی قانونگذار برا اثبات جرم سختگیری خاصی دارد و شرایطی که تعیین می شود،باید برای قاضی محرز تا منجربه صدور حکم شود.

رستم پور در ادامه میگوید: زنای محصنه، زنای با محارم و زنای به عنف، مطابق ماده 226 قانون مجازات اسلامی،حد اعدام دارد.

زنای محصنه به معنی ارتباط نزدیکی کامل بین زن یا مرد همسردار با فردی دیگر اطلاق میشود که به آن زنا با شرایط احصان هم می گویند،زنای به عنف،به معنی این است که مردی با زور و اکراه،زن دیگری را وادار به برقراری ارتباط کند.در این صورت قانون گذار برای زنی که بدون اختیار وادار به برقراری ارتباط شده،مجازاتی تعیین نکرده است،یعنی حتی اگر زنی در عقد دائم مردی باشد و با عنف واکراه رابطه زنا با مردی دیگر بر قرار کند چنانچه اجبار از سوی غریبه به اثبات برسد آن زن مسمول مجازات نمی شود.اما درمورد زنای بامحارم وزنای محصنه چنانچه شرایط اثبات جرم محقق شود هر دو طرف،محکوم به عدام می شوند.))

رستم پور درباره شرایط لازم،جهت اثبات زنا می گوید: (( از شرایط اثبات زنا این است که چهار تن عاقل و بالغ شهادت دهند که طرفین متهم پرونده را هنگام ارتکاب جرم دیده اند واگر بگویند آنها را زیر یک سقف دیده اند کافی نیست وباید به چشم خود عمل زنا را دیده باشند وشهادت دهند.یکی دیگر از راه های اثبات زنا این است که متهمان چهار بار در چهار جلسه جداگانه به ارتکاب جرم اقرار کنند که در این صورت صدور حکم برای آنها قطعی خواهد بود.))

مهریه در حکم زنا

رستم پور در توضیح تعلق گرفتن مهریه به زنی که به ارتباط نا مشروع یا زنا محکوم می شود،می گوید: ((همانگونه که در ابتدای بحث توضیح دادم،هیچ ارتباطی بین محکومیت کیفریو دریافت مهریه از سوی زن وجود ندارد.اگر مردی به اتهام رابطه نامشروع و حتی زنا از همسرش شکایت کرده باشد و اگر آن زن محکوم هم شده باشد،باز هم حق مطالبه مهریه از او سلب نمی شود.مطابق ماده 1082قانون مدنی،زن به مجرد جاری شدن صیغه عقد،مالک مهریه است و میتواند ادعای مطالبه مهریه کند و هر تصرفی در آن داشته باشد.

حتی قانون گذار برای زن حق حبس مرد را تعیین کرده است،به این معنی که اگر مرد از پرداخت مهریه امتناع کرد،زن میتواند اعلام کند تا وقتی مهریه را دریافت نکند،از مرد تمکین نخواهد کرد.در این قانون،استثنائی وجود ندارد و حتی محکومیت کیفری زن سبب محروم شدن او از حق مهریه نمی شود.در صورتی که مرد بخواهد زن را طلاق دهد،باید قبلا درباره مسئله مهریه تعیین تکلیف کرده باشد.ممکن است زن بخواهد مهریه خود بذل کند که این بحث،مشمول طلاق توافقی خواهد بود.ار زن مهریه خود را مطالبه کند، مرد باید آن را پرداخت و سپس برای طلاق اقدام کند.

گاه ممکن است مرد در پرداخت مهریه،از حق اعسار استفاده کند ودادگاه تشخیص دهد که مرد توانایی پرداخت نقدی مهریه به صورت یک جا را ندارد،در این صورت با تصمیم دادگاه،پیش پرداختی به زن به عنوان مهریه تعلق می گیرد والباقی مبلغ مهریه تقسیط میشود.در چنین شرایطی،رای طلاق صادر شده و الباقی مهریه پس از طلاق به صورت قسط بندی شده به زن تعلق میگیرد.))

شرایط پرداخت نقفه با حکم زنا

رستم پور در توضیح دریافت نفقه می گوید: ((بحث دریافت نفقه به مسئله محکومیت کیفری زن ربطی ندارد.نفقه تنها به زن ناشزه تعلق نمی گیرد.ناشزه در قانون به زنی می گویند که از تمکین عام یا خاص مرد امنتاع می کند،به این معنی که اگر زن در هیچ موردی از همسرش امتناع نکند،ناشزه خوانده می شود یا حتی اگر در یکی از موارد مشمول تمکین،از شوهر خود تمکین نکند،باز هم ناشزه خوانده می شود.همانگونه که پیش تر توضیح دادیم،تنها درصورتی زن می تواند از تمکین شوهرش خود داری کند که مرد از پرداخت مهریه زن امتناع کند و در بقیه موارد،ملزم به تمکین مرد است.

پس اگر زنی حتی محکوم به رای دادگاه به اتهام رابطه نامشروع شده باشد اما در حال تمکین از شوهر خود باقی مانده باشد علاوه بر مهریه نفقه به او نیز تعلق خواهد گرفت.طبق ماده 1107 قانون مدنی،نفقه زن شامل نیاز های متعارف و متناسب با وضعیت زن خواهد بود که شامل نیاز مسکن،پوشاک،خوراک،اثاث منزل و هزینه درمان خواهد بود.

تشخیص نیاز متعارف در شان زن،غالبا بر عهده دادگاه است وقاضی بنا بر علم خد،میزان نفقه زن را با توجه به شرایط زندگی و شرایط حاکم بر جامعه تعیین خواهد کرد،هر چند شاخص هایی هم در اختیارات قضاوت قراردارد که در چارچوب آن بر علم خود اتکا میکنند.حال اگر مردی بخواهد همسر خود را طلاق دهد،پس از طلاق تنها ملزم به پرداخت نفقه در ایام عده خواهد بود د پیش از آن،زن می تواند در صورت اثبات دریافت نکردن نفقه در مدت خاص،تقاضای دریافت نفقه ایام معوقه را از دادگاه کند.پس طی ایام عده،پرداخت نفقه از سوی مرد به زن مطلقه کان لم یکن تلقی می شود.)).

اجرت المثل و زنا

مورد دیگری که پیش از طلاق باید درباره آن تعیین تکلیف شود،بحث اجرت المثل زن است.رستم پور در توضیح آن می گوید: ((اجرت المثل به معنی حق سال های زندگی زن در خانه مرد است. قانونگذار با تعیین اجرت المثل برای زن در واقع او را موظف به انجام کارهای منزل نمی داند و اجرت المثل در حقیقت اجرت زحماتی است که زن در خانه شوهرش کشیده است.بنا براین هر قدر سال های زندگی طولانی تر باشد،اجرت المثل خود را طلب کند، مرد نمیتواند پیش از پرداخت آن، همسرش را طلاق دهد.این مورد در زمان صدور حکم زنا نیز پابرجاست.

لزوم اختیار داور

((درصورتی که زن یا مرد تقاضای طلاق (بعلت روابط خارج از ازدواج و نامشروع یا زنا)  را از دادگاه داشته باشند،دادگاه با درخواست تعیین داور از سوی آنها،در واقع در جهت ایجاد صلح و سازش تلاش می کند.داور باید از سوی زوجین به دادگاه معرفی شوند که باید از خویشاوندان بالای 30 سال زوجین باشند.پس از تشکیل جلسات صلح و سازش با حضور داوران و زوجین،رای دادگاه بر اساس نظر داوران صادر خواهد شد در صورتی که نظر دادگاه پذیرفته نباشد،داوری رد می شود.))

منبع: فانوس عدالت

مطالب مرتبط
بهنود شجاعی

بررسی پرونده جنایت قاتل نابالغ: بهنود شجاعی

اینبار با روایت داستان بهنود شجاعی در خدمت شما هستیم.  بازخوانی دو پرونده جنجالی تاریخ حوادث ایران که محتوای مشابه […]

3 دقیقه مطالعه مشاهده
قصور پزشکی

جان و زیبایی بیماران، قربانی قصور پزشکی

قصور پزشکی موضوع داغ این روزهای فضای مجازی است. در این مقاله تصمیم گرفتیم ماجرای یک خانم جوان به نام […]

11 دقیقه مطالعه مشاهده
جکم موت فرضی فانوس عدالت

حکم موت فرضی و تکلیف ورثه چیست؟

پدر و مادرش 25 سال پیش از هم جدا شده بودند و هیچ خبری از پدرش نداشت و حالا که […]

4 دقیقه مطالعه مشاهده

3 نظر ارسال شده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است

    "*" indicates required fields